site stats

کلیک جهان گردش







  + خاطرات نخستین جهانگردان ایرانی را در دیار آشنا بخوانید _ 

مطالب اختصاصی سایت تازه ترین خبرها  - خاطرات نخستین جهانگردان ایرانی را در دیار آشنا بخوانید

لیست دسته‌بندی‌ها



عنوان:محسن اسلامی: ساختار گردشگری ایران نیاز به بازنگری دارد

تاریخ انتشار:۹۴/۱۲/۰۴

مصاحبه با مدیر موسسه فرهنگی آموزشی و خدمات جهانگردی صبای سحر

ساختار گردشگری ایران نیاز به بازنگری دارد

به آموزش و اطلاع رسانی کم توجهی می شود

مدیر موسسه فرهنگی آموزشی و خدمات جهانگردی صبای سحر با بیان اینکه ساختار گردشگری ایران همچنان بیمار است، به پیشینه این صنعت در ایران پرداخت و مطالبی را بیان کرد.

به گزارش پایگاه خبری جهان گردش(jalalnews) - مجله ایرانگردی دیار آشنا/ شهریور و مهرماه ۹۴/ سال دوم/ شماره ۵/ صفحات ۴ الی ۷

"محسن اسلامی" در مصاحبه اختصاصی با نشریه دیار آشنا با بیان اینکه به اعتقاد بعضی ها، هنوز گردشگری از اهمیتی خاصی برخوردار نیست و مثل نفت نشده که سرنوشت ما را تغییر دهد، تصریح کرد: به نظر می رسد، مسئولان جدی به این مقوله  نمی پردازند .

وی با این سئوال که موانع این کار چیست ؟ پاسخ داد: یکی از موانع آن، پیشینه این مقوله و ذهنیتی است که از گذشته وجود دارد، مخصوصا در رژیم گذشته، حکومت شاه به جهانگردی علاقه داشت، بطوریکه سازمان جلب سیاحان را سال ۱۳۴۶ به وجود آوردند، با رویکردی که بالا ترین مقام اجرایی این کار را پیش ببرد . رئیس دفترو آجودان شاه یعنی سیروس فرزانه رئیس جلب سیاحان بود و معاون نخست وزیر، یک بعد اجرایی آن را داشت و یک بعد حاکمیتی . اقدامات خوبی هم انجام گرفت، ولی چند نکته آن هم منفی بود و قبل از انقلاب همین مساله مانع جدی آن شد، یکی این بود که کمی ولنگاری دیده می شد که با فرهنگ مذهبی مردم ما همخوانی نشد . اگر یادتان باشد گروهی بودند آن زمان به نام هیپیها، مرکزی در کاتماندو داشتند و اجلاس سالیانه برگزار می کردند و از لحاظ معیشتی پایین ترین سطح زندگی داشتند و عصیانی علیه تمدن بودند، می گفتد این کروات زدن ها و آدم های اتوکشیده و اینها مقیدات است و انسان باید آزاد باشد و این حرف ها و با ظاهر ژولیده وارد می شدند، در جلفا و تبریز و با لباس های بد و به هم ریخته و سطح زندگی بسیار پایین که به جای اینکه بیایند و در ایران خرج کنند، بدتر به فحشا و مواد مخدر و آلودگی های  دیگر می پرداختند، نتیجه این شد که دید مردم به گردشگری و توریسم عوض شد . توریسم را یا آدم های فاسد می دانستند و یا آدم هایی که سطح بالایی بودند، یا جاسوس . برای همین بعد از انقلاب کلا بخش توریسم تعطیل شد . یکی به خاطر خود انقلاب که خوف و وحشت و  ناامنی داشت و دیگری به خاطر حضور ضد انقلابیون و سوم به خاطر بحث جنگ باعث شد کلا توریسم در ایران تعطیل شود .

بعد از انقلاب در سال ۶۷ دعوت شدم به همکاری در سازمان عمران کیش و از آنجا ما کار توسعه گردشگری را شروع کردیم یعنی تقریبا بیش از ۲۰سال. خیلی هم تلاش کردیم که این ابهام را از ذهن مردم پاک کنیم که گردشگری نه فساد است و نه فحشا و جاسوسی و یا تلقی های منفی سیاسی و همانطور که بهتر می دانید .

ذهنیتی که برخی مردم و مسئولان دارند، الان هم همین است، هنوز. گردشگری در ۱۳۵۵ ه.ش قبل از جنگ جهانی با ۲۰ میلیون نفر شروع شد، ولی الان که بالای میلیارد نفر گردشگراست . با توجه به توسعه تکنولوژی و ایجاد اوقات فراغت بیشتر مردم درآمدشان را در گردشگری خرج می کنند . منهای اینکه گردشگری در ذات انسان است . انسان موجودی است که دوست دارد به دنبال مکان های مختلف برود و کنجکاو است . هم افکار دینی ما و هم افکار ملی مان این را تایید می کند که باید بگردیم و غیر از گردشگری ملی، در سطح دنیا هم این قضیه اتفاق افتاده، ولی مردم به علت رفع خستگی و لذت بردن از امکانات به توریستی متوسل شده اند که الان بهش می گویند SUSEC . SEA, SUN.and SEX . این توریستی نیست که در ایران مطلوب باشد.  کشورهایی مثل مالزی و ترکیه تا حدودی در این بخش دست توریست را باز گذاشته اند، جدا از اینکه هر دو کشور مذهبی هستند، ولی خوب سواحلشان و هتل ها آزاد است و کازینو و دیسکو دارند و هیچ ممنوعیتی برای مصرف الکل ندارند، در صورتی که مسئولین ما این قسمت برایشان یک تابو است . با توجه به دیدگاه های مراجع تقلید و علما و خود سیاستگذاران نظام و مغایرتی که با شرع دارد .. ولی یک نکته ای مهم این است که مثلا در سفری  که  من در سال ۷۲ داشتم، با دبیر سازمان جهانگردی در اسپانیا صحبتم این بود که ما این محدودیت ها را داریم، حالا چکار کنیم که با توجه به این محدودیت ها از توانمندی های خودمان در معرفی ایران استفاده کنیم . از آنها کمک گرفتیم، برای اینکه به ما کارشناس بدهند و کارشناسانشان هم آمدند . آقای فالوسویا کارشناس آموزش و آقای باوارما کارشناس هندی آمدند و به ما مشورت دادند و بحث این بود که ۱۰ درصد از این جمعیت توریست فرهنگی است و مناسب کشور ما هستند . چون سنشان بالای ۴۰ – ۵۰ سال است و برای دیدن شگفتی های دنیا می آیند ، نه برای لذت های جنسی و غیره. این هارا در جوانیشان گذرانده اند، اینها قوس نزولی زندگیشان را سپری می کنند. یک حقوق بازنشستگی خوبی می گیرند و دنبال این چیزها می روند و ما باید برای این ۱۰ درصد زمینه فراهم کنیم .

یکی از موانع گسترش توریسم در ایران نبود زیرساخت ها لازم و آمادگی برای پذیرایی از توریست و گردشگر خارجی است .

ما هر چقدر هم که بگوییم ایران با همه توانمندیهایش در زمینه جاذبه های طبیعی و فرهنگی و صنایع دستی و اخلاق مردم سر است، اگر زیرساختهای لازم و امکانات حداقلی فراهم نباشد، کار خوب پیش نمی رود . توریسم یک ویژگی ای که دارد، می خواهد مردم را ببیند. اخلاق و رفتار با توریسم در بین مردم باید آموزش داده شود و این نیاز به برنامه ریزی دارد، نمی شود بدون برنامه ریزی قبلی توریسم وارد کشور کرد. زیر ساخت هایی را کم داریم که عمده ترین آنها بحث آموزش دست اندر کاران است . چه برای مسئولین و چه برای مردمی که می خواهند این خدمات را بگیرند و یا به توریست بدهند. این یک نقص عمده است . تمام کشورهایی که در بحث توریسم کار جدی کرده اند ، روی سه عنصر خیلی تاکید دارند و به عبارتی  اصل و اساس توسعه توریسم را روی این سه عنصر قرار داده اند . ۱- یکی بحث تک گیشه ای کردن توریست است،  یعنی اگر ما ۲۷ تا دستگاه داریم، به این ۲۷ دستگاه نباید بگوییم خودتان هر طور به نظرتان می رسد، عمل کنید . در بحث تک گیشه ای  یک مقدمه یا اصل ضروری هست و آن داشتن مسترپلن و آن نقشه جامع و استراتژی است، یعنی هدف و سیاست و برنامه و پروژه، باید همه چیز مشخص باشد . یعنی یک دکوپاژی داشته باشیم که هر کس برنامه ای دستش باشد، ولی اجرای برنامه اش را با فرمان مسئول گردشگری کشور اجرا کند . مثل رهبر یک ارکستر ، رئیس سازمان میراث یک رهبر ارکستر است. رهبر ارکستر در حالی که می داند چند وسیله می خواهد، نواخته شود، برنامه و نت های آنها را هم نوشته و به موقع به آنها دستور نواختن می دهد تا آهنگ زیبایی در بیاید و لذت بخش باشد . تک گیشه ای همچینن جایگاهی است. ۲- به عنوان یک هدف گردشگری باید کشور را در سراسر دنیا معرفی کنیم، ما در دنیا بالای ۱۸۰ سفارتخانه داریم . بیش از ۸۰ رایزنی فرهنگی داریم و بنگاه و رابطه های اقتصادی داریم، بیش از ۷۰ درصد کشورهای دنیا، گردشگری آنها در وزارت اقتصاد و تجارتشان است و حالا ما به بعد فرهنگی اش غلیظ تر توجه می کنیم . یک سازمان فرهنگی برایش ایجاد کرده ایم، ولی این دولت است که سهمیه هم حضور در سازمان های جهانی را می دهد در سازمان ملل، WTO و یونسکو و در بحث های دیگر. هم این افرادی که به خارج می فرستد به عنوان نماینده مملکت باید اینها برای کشور تبلیغ کنند، تبلیغ وظیفه من  و شما نیست، من و شما باید کار تخصصی خودمان را بکنیم . تبلیغ برای کشور یک امر حاکمیتی است . شرکت در نمایشگاه ها . تهیه بروشور . تهیه نقشه ها و معرفی نامه کشور و ارتباط با سران کشور ها و ارتباط با مجامع بین المللی . خود تقویم نمایشگاه ها، و باید به هر نحوی شرکت کرد .  اینها از عهده ۴ تا هتل و آژانس زنجیره ای خارج است . علی رغم  اینکه همه این ها هم دولتی هستند، هیچکدام آنها، نمی توانند این کار را بکنند و سومین موضوعی که دولت باید به آن توجه کند، مساله اموزش در تمام سطوح و لایه هاست . از بالا ترین مقامات که مجلس و مجمع مصلحت نظام، هیات دولت است  تا بقیه ارکان دولت . باید تشریح شود که اقتصاد ۶۰- ۷۰ کشور دنیا صرفا مبتنی بر توریسم است و زندگی آنها با این منبع درآمدزا می گردد . دست اندر کاران در دو بخش خصوصی و دولتی و حتی خود مردم و کسانی که خدمات سا ده ای مثل تاکسیرانی و حمام ها و قهوه خانه ها و سایر اعضای جامعه که توریست می خواهد از آنها استفاده کند و فروشگاه های مختلف . حتی کسانی که واکس می زنند و خدمات این چنین ساده ارائه می دهند، باید دولت برای همه اینها سرانه آموزش بگذارد. همینطور که ما سرانه آموزش برای دانشگاه و غیره داریم، برای آموزش این اقشار باید موسسات آموزشی  و هتل اسکول داشته باشیم . بدو خدمت . حین خدمت و دوره های آموزش تکمیلی و دوره های باز آموزی، باید دولت هزینه اش را بدهد . این هزینه ها هدر نمی رود . بلکه سرمایه گذاری در بخش زیر ساخت گردشگری است. این آموزشها حتی اگر در دورترین روستاها، در جزایر و در کویرها و کوهستانها داده شود، بی نتیجه نیست.

*من فکر می کنم این بحث دیدگاه های آرمانی است . ما باید ببینیم آیا اینگونه هست یا نه ؟ بخشی از آن  بر می گردد به اینکه آیا ساختار سازمان میراث چگونه است . الان ارزیابی شما از ساختار سازمان میراث چیست ؟ لطفا صریح و در یک کلام بگویید .

سازمان ما یک سازمان غیرتخصصی است. مهمترین ویژگی اش این است که بالای ۷۰ درصد افراد و عناصری که الان در سازمان هستند، افرادی نیستند که کننده این کار باشند . یعنی نه کار را می شناسند و نه کار را می دانند و نه توانمندی اش را دارند . در برخی مواقع هم نمی خواهند، چون دستیابی به کارهای بزرگ در شرایطی که ارتباط بین المللی قطع است، امکان پذیر نیست . ما از تجربیات دنیا، از تجربیات WTO استفاده نکردیم . دوم اینکه در سال ۴۶ که سازمان جلب سیاحان درست شد با آرمانی که بیایند این صنعت را توسعه دهند، از سال ۴۶ تا الان تمام کارشناس هایی که استخدام شدند، بیرون رفتند و دیگر آدم بدرد بخوری در سازمان نمانده . سازمان هم به خاطر مشکلاتی که داشته توانایی جذب آدم های زبده را نداشته و نتوانسته این آدمهایی را هم که دارد، آموزش دهد .

*پس نتیجه می گیریم که سازمان ضعف ساختاری دارد. من بحثم این است که شما اشاره کردید به چگونگی شکل گیری وضعیت اداره امور سازمان در سالهای نخست شکل گیری آن که گفتید هم مسئول دفتر شاهنشاهی دبیر این سازمان بود و هم معاون وزیر. آیا  فکر نمی کنید الان هم به نحوی اداره سازمان همانطور است . به عبارت دیگر این سازمان تحت تاثیر موارد فرهنگی است یا سیاسی؟ شما گفتید که سازمان فرهنگی است، ولی به نظر می رسد سیاسی باشد . آیا فکر نمی کنید این نگاه به عنوان یک ضعف های اساسی سازمان میراث تلقی شود؟

در سال های اخیر دائم درباره ساختار سازمان صحبت می شود، چون گرفتار انتزاع  و الحاق های زیادی شده، یعنی در واقع بعد از انقلاب، وزارت اطلاعات و جهانگردی با وزارت گردشگری ادغام شد و شد وزارت ارشاد اسلامی، بعد شد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت اطلاعات جهانگردی و وزارت هنر و فرهنگ توریسم هم وارد شد و توریسم از یک وزارت خانه تبدیل به یک اداره کل شد و اداره کل در تشکیلات جدید وزارت فرهنگ در سال ۱۳۶۵ تصویب شد، معاونت سیاحتی و زیارتی شد .  به عنوان مغز سیاستگذار در شرکت هایی که در سازمان ایران بود، مثل شرکت مهمانخانه ها، ورزش های زمستانی و .. سایر موارد تبدیل به شرکتی شدند به نام شرکت ایرانگردی وجهانگردی  که مهمانسراها را هدایت می کرد . بعد از اینکه توسعه ایرانگردی در سال ۷۰ تصویب شد، آمدند همه را در داخل وزارت ارشاد آوردند . باز همانجا معاونت سیاحتی و زیارتی فقط در حد ستاد کوچک بود و بخش اجرایی دست دیگران بود و هتل ها مصادره شده بود و مراکز گردشگری دست ارگان ها بود . نتیجه این شد که  در سال بعد آمدند سازمان ایرانگردی را با معاونت سیاحتی زیارتی و مراکز ایرانگردی را با سازمان  ادغام کردند و شد سازمان سیاحتی و جهانگردی . با تشکیلات سیاسی . بعد این تشکیلات سیاسی را گفتند که مردم بیایند برای دیدن میراث فرهنگی . پس میراث را هم داخل این موارد کردند . در سال ۱۳۸۲ میراث را هم اضافه  کردند و تشکیلات میراث شد، سازمان میراث فرهنگی و گردشگر ی، بعدها یعنی در سال ۸۴ صنایع دستی را هم به آن اضافه کردند که در نهایت شده "سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ". و دیدند این  سازمان خود در حد یک وزارت خانه است و توی دی یک سازمان جا نمی شود. ما خودمان به عنوان بخش خصوصی با این ها وارد کار شدیم و در مجلس در کمیسیون فرهنگی این بحث را ارتقا دادیم با همین رویکرد. که مسئولین این سازمان باید بغل دست آقای رئیس جمهور و در هیئت وزیران باید بغل دست وزیران بنشیند، چون  با چند تا وزارت خانه سر و کار دارد . یکی از آنها وزارت کشور و اقتصاد و دارایی است و نهایت شد معاونت رئیس جمهور . منتها رنگ سیاسی اش بیشتر از رنگ فرهنگی آن شد .

*معاون رئیس جمهور بودنش نقطه قوتش است و یا نقطه ضعف آن؟

در واقع نقطه قوت آن بوده، ولی یک نکته ای که به عنوان مشکلات خدمت شما عرض می کنم و من  در جلساتی هم که آقایان تشکیل می دهد، تذکر می دهم که ما شما را بزرگ کردیم . شما را آوردیم و نشاندیم در هیئت وزیران  و سمت شما را کردیم معاون رئیس جمهور که اگر به یک کشور خارجی می روید و از شما استقبال می کنند، نهاد ریاست جمهوریشان به استقبال شما بیایند، یک معاون وزیر نیاید . بلکه به شما بها بدهند و دست شما در مذاکرات باز باشد. شما چرا از ظرفیت معاون ریاست جمهوری تان استفاده نمی کنید. شما کارتون درست کردن یک موسسه آموزشی یا زدن یک دانشگاه علمی کاربردی یا درست کردن یک آژانس، یا هتل و یا در آورد یک نشریه نیست . این ها کار شما نیست، اینها کار بخش خصوصی است . شما باید کار حاکمیتی کنید، کاری در شان ریاست جمهوری. آیا شما این کار را می کنید؟ . نکته ای باید در مورد نقص سازمان میراث عرض کنم این است که توان کارشناسی این سازمان سطح بسیار پایینی دارد و  بنابراین رئیس سازمان با توان سیاسی اش سازمان را بالا می کشد، با توان کارشناسی اش کار ها را جلو نمی برد، یعنی مدیران سازمان خودشان کارشناسند و وقتی کار به بدنه می کشد هیچ تولیدی بیرون نمی آید. در دنیا تاسیسات زیادی جزو تاسیسات گردشگری است، در صورتی که در ایران هفت هشت تا بیشتر احساس نکردند، مثلا در مراکز اقامتی  بیست نوع ما تاسیسات داریم. در تاسیسات پذیرایی ۴۰ نوع تاسیسات داریم . در بحث گردشگری ما انواع اردوگاه های گردشگری را داریم . مراکز روستایی اقامتی داریم . چرا ؟ چون اگر گردشگری قرار باشد، یکی از سیاست های توسعه کشوری باشد، باید یک سری تسهیلات به آن داد مثل وام . مثلا برای مجله شما کاغذ دولتی بدهند. امکانات چاپ و خرید آن را بدهند . شما را تقویت کنند تا شما تشویق شوید در بخش گردشگری در بحث فرهنگی سرمایه گذاری کنید. موسسه ای که می خواهد، آموزش دهد، برای آب، برق و گاز آن ، خرید زمین و وام مشوقهایی گذاشته شود، از دادن مالیات معاف شوند. این شان ریاست جمهوری که میگویند، اینهاست. یعنی باید برود با هیئت دولت، مجلس، امورمالیاتی و بانک مرکزی و غیره صحبت کند و امتیاز بگیرد و به آنها بگوید، در مقابل از تاسیاست گردشگری استفاده کنند. قصد این بوده که یک همچنین کاری دیده شود، ولی سازمان از این ظرفیت تا حالا استفاده نکرده، چرا که بالاخره کار را کارشناس انجام می دهد . یعنی به لحاظ مدیریتی تصمیم سازی با کارشناس است و تصمیم گیری با سیاست مدار است.. سیاست مدار اگر دستش از کارشناس تهی باشد طبعا خودش مجبور است کار کارشناسی کند و آن چیزی که می خواهد در نمی آید . بنابراین مدیر ۵ برابر زور می زند ولی کارشناس نشسته در و دیوار را تماشا می کند، چرا ؟ چون کارشناس غیرمتخصص جذب شده . نه برای استخدام آن ضوابط خوبی بوده و نه درست گزینش شده و نه بعد از استخدام آنها را بازآموزی کردند . اینها را نفرستادند چند کشور دنیا ببینند که در این کشورها چه خبر است که پیشرفت کردند. ترکیه، مالزی اروپا، کشورهای شرقی و غربی . بپرسند، شما چه شد که رشد کردید . چرا که او صرفا یک کارمند است. فکر می کند همان حقوقی که می گیرد کافی است و به این راضی است  و به ارتقاء خود و سازمان فکر نمی کند. به عبارت دیگر آن جایگاه سیاسی سازمان نتوانسته زیر مجموعه را منسجم کند و ضعف ساختاری سازمان ناشی از ضعف کارشناسی است . آدمهای خوبی در سازمان هستند و مدیران آن آدمهای مقبولی هستند چون طبیعی است که معاون رئیس جمهور یک شخصیت سیاسی است.

*شما به بحث مدیران خوب در سازمان میراث اشاره کردید. منظورتان کدام مدیر است؟

راس سازمان را من می گویم . یعنی راس سازمان ممکن است آدم خوبی باشد، ولی کارشناس نباشد.

سازمان اگر خودش رئیس آشنا به حوزه میراث فرهنگی و صنعت گردشگری نداشته باشد . بازهم مشکل ایجاد می شود . در واقع باید این مسایل را از هم تفکیک و بررسی کرد. یک سری حق را باید یه سیاسیون بدهیم . مثلا اقای رئیس جمهور حق دارد که معاون خود را انتخاب کند . مجلس هم نمی تواند معاون رئیس جمهور را به آن تحمیل کند، اما ان شخص سیاسی باید این قدرت را داشته باشد که وقتی می خواهد افرادی را بچیند، به قول یکی از روسای جمهور ما که حرف جالبی را  در ابتدای رئیس جمهوری اش زد . ترکیب هیئت دولت را وقتی به مجلس معرفی کرد، مجلس گفت این ها که سیاسی نیستند . گفت اشکالی ندارد، سیاسی نباشد، من خودم به اندازه همه آنها سیاسی ام . من کار سیاسی می کنم . تو کار خودت را بکن . آقای ترکان زمان اقای هاشمی رفسنجانی می گفت ما می خواستیم در هیئت دولت اظهار نظری راجع به بحث سیاسی کنیم، می گفت به شما ربطی ندارد . شما وزیر راهی در مورد فرودگاه و و راه و بندر حرف بزن . ان کسی که سیاسی است، راجع به سیاست داخلی حرف می زند. این شان سیاسی رئیس سازمان باید حفظ شود، ولی این معاونت هستند که باید متخصص باشند و متخصص ها را جذب کنند . شما می دانید ۵ الی ۶ حوزه هست که جز با حضور مردم رونق نمی گیرد . مثل فرهنگ، ورزش، هنر مثل  توریست و محیط زیست . آیا می شود، فقط رئیس سازمان محیط زیست دائم بگوید، محیط زیست را حفظ کنید،  نه مردم باید آن را حفظ کنند، در همه موارد از جمله  گردشگری، ورزش، هنر و غیره باید مردم و افراد صاحب نظر و کاردان وارد شوند. اگر فرش یکی از شاخصه فرهنگی ایران است و ۶میلیون نفر در کشور دارند، روی آن کار می کنند، ما باید کاری کنیم که توریست که وارد کشور می شود، اولین خرید او فرش باشد . ما باید صنعت فرش و نمایشگاه های آن را توسعه دهیم . این کار نیروی متخصص و آموزش دیده می خواهد، اینجاست که نقص داریم و به خاطر نداشتن کارشناس و حجم زیاد کار درسازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری باعث شده نقص هایی ایجاد شود، مثلا دو سه تا بحش دیگر که خیلی تحت تاثیر گردشگری است، مثل محیط زیست و مراکز طبیعی و حج  و زیارت که برداشتن اینها را جدا کرده اند. همه مرتبط با گردشگری است . اگر قانونی هست، باید یکسان باشد، یعنی راجع به اینها یک جا تصمیم گیری شود. و این شان معاون رئیس جمهوری سازمان میراث باید حداقل طوری باشد که به معاونین دیگر دستور بدهد که این کار را بکنند. وقتی فروش بلیط حمل و نقل نظر وزارت راه، آژانس های مسافرتی زیر نظر سازمان  است، هتل ها یک بخش آن در اتحادیه، یک بخش دیگر آن جامعند، آژانس ها یک بخش آن انجمن صنفی است، یک بخش جامع است . مراکز آموزشی هم پراکنده هستند، عده ای در آموزش و پروزش، عده ای دیگر در فنی و حرفه ای و عده ای هم در سازمان میراث و حتی عده ای هم در وزارت ارشاد و غیره آموزش می بینند، این چندگانگی و پراکندگی ها خوب نیست .

*شما اعتقادتان اینست که ساختار باید بازنگری شود؟

ما به عنوان انجمن موسسات دو پیشنهاد عملی داریم : یکی که اینکه سازمانی را ایحاد کنیم، مردمی و خصوصی مثل سازمان نظام پزشکی، سازمان نظام مهندسی  که بخش خصوصی را منسجم می کند . ما چون ۲۰ الی ۴۰ تا تاسیسات و تشکیلات داریم که امر گردشگری را انجام می دهند مثل آژانس های مسافرتی، هتل ها، مسافر خانه ها  و غیره و هیچ با هم هماهنگی ندارند، در صورتی که در دنیا وقتی شما به یک آژانس مراجعه می کنید به شما ۱۰ تا پکیج می دهند، پکیج آسیا، اروپا، آفریقا و پکیج گردشگری، شکار و موزه ها و ... این آژانس  با تمام هتل ها و مراکز گردشگری در تماس است، و در واقع آنها تورگردان هستند و به راحتی نیازهای حمل و نقل، اقامت و خورد و خوراک  گردشگران را فراهم می کنند. این ها باعث توسعه گردشگری در کشور هدف می شود. ما در این مورد ضعف داریم .

ما پیشنهاد سازمان نظام میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری را دادیم، این سازمان دو تا شاخصه دارد: یکی شناخت ساختار و تاسیساتی  که افراد این ها باید وارد شوند . ما مثلا بیش از ۱۰ هزار تا بین راهی داریم. ۴ هزار تا مسافر خانه، ۴ تا ۵ هزار هتل آپارتمان و هزار تا هتل و ۴ هزار تا آژانس داریم . این ها باید منسجم شوند، مسایل مختلفی دارند از ایجاد و کنترل، قیمت گذاری و رسیدگی به تخلفات آنها . دولت که نمی تواند تشکیلاتی درست کند، به همه این مسایل رسیدگی کند، باید اینها را به خودشان واگذار کند، از طرفی آموزش حرفه ها باید خودش سازمانی داشته باشد، ما سازمانی به نام سازمان آموزش مهارت و اشتغال طراحی طراحی کردیم با نام "آما"  تمام آموزش ها باید منجر به اشتغال شود . این که می گویند، گردشگری خیلی شغل ایجاد می کند، واقیعت دارد، به ازای ورود یک گردشگر ده ها شغل ایجاد می شود  یا به ازای ساخت یک هتل حداقل ۳۰۰ شغل فعال می شود. اگر تاسیسات گردشگری را با این رویکرد یعنی زمین و وام بدهند، امتیازات بدهند و از دادن مالیات معاف کنند، و آن را تقویت کنند، رونق می گیرد.

دولت و نهادها باید بخش خصوصی را حمایت کنند و برای کسانی که تمایل به سرمایه گذاری در بخش گردشگری را دارند، امتیازاتی در نظر بگیرند تا آنها تشویق شوند.

 اگر ما در یک نگرش کلان این سه عنصر تک گیشه ای، تبلیغات و آموزش را  به عنوان وظیفه دولت ببینیم و آن تسهیلاتی که دولت می تواند، برای این صنعت قائل شود، طبعا گردشگری و هتلداری می تواند، توسعه یابد.

*در مجموع بدون نگرش سیاسی ارزیابی شما از عملکرد مسئولان سازمان میراث فرهنگی در دولت آقای روحانی چیست؟

در این دولت همه علاقه دارند کار کنند، ولی یک مشکلی که اشاره کردید در سازمان میراث، بصورت اپیدمی شده است  و آن مساله تغییرات مکرر مدیران است و آن هم دست ما نیست. وی چیزی که مهم است، سازمان باید انسجام داشته باشد، یعنی یک بافت کارشناسی خوبی داشته باشد. سازمان چون در حال حاضر کارشناس ندارد، آدم ها آن می آیند بخش خصوصی می زنند، آژانس و یا هتل و یا مرکز آموزشی می زنند، من گاهی با آقایان شوخی می کنم و می گویم شما کار خودتان را که انجام نمی دهید، هیچ، می آیید سر به سر ما می گذارید. سازمان باید سرمایه گذاران  را واقعا حمایت کند،، من اگر جای مسئولان میراث بودم، افرادی که در بخش گردشگری سرمایه گذاری کرده اند، مثلا شما که با سرمایه شخصی خودتان نشریه زده اید، می گفتم: برای کمک به فروش این نشریه، هزار شماره از مجله تان را می خرم و در اختیار ادارات کل و یا هتلها و غیره  می گذاشتم، تا شما رشد کنید و تشویق شوید. این را کی باید بگوید ؟ کارشناس فرهنگی سازمان باید بگوید، که ما باید الان ۵۰ تا مجله گردشگری داشته باشیم . یک یا دوتا نشریه گردشگری کافی نیست ، ۳۰ تا روزنامه گردشگری باید داشته باشیم . بعد مرتب این نشریات را سازمان تشویق  و حمایت کند.  از سوی دیگر همین نشریات در کنار وظایف اطلاع رسانی خود، کار معرفی جاذبه های گردشگری به مردم و گردشگران داخلی و خارجی را به خوبی انجام دهند. همین تهران ما بیش از ۵۰ هدف گردشگری دارد که خیلی از مردم اطلاعی از آنها ندارند و همه موقع تعطیلات راهی شمال می شوند و آن همه ترافیک و گرفتار پیش می آید. در حالیکه دو قدم آن طرف تر تهران یعنی کرج، قزوین و سمنان و یا مناطقی از ایران همچون چهارمحال و بختیاری، ایلام و غیره صدها نقاط دیدنی و بکر دارند که مردم اطلاع از آن جاذبه های تاریخی و طبیعی ندارند و وظیفه نشریات و سایر رسانه هاست تا به مردم اطلاع رسانی کنند.  


 
نشریه الکترونیک خبری جهان گردش


تعرفه آگهی
مجتمع رفاهی خدماتی آفتاب
کاریز
واگذاری امور جذب آگهی

بنر تبلیغاتی موسسات و شرکتها

  

آمار بازدیدکنندگان

۲۸۷۳۳۸۶۶